پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۵

اگر چه صاحب معنی همه هنر باشد

چو بی خبر بود از عشق، بی خبر باشد

دلا چو طالب غیری ز عشق لاف مزن

تو عاشق دگری عاشقی دگر باشد

اگرچه از پس هر تیرگی ست روشنی یی

ولی عجب که شب هجر را سحر باشد

چو گفتمش گذر از راه لطف جانب من

به خنده گفت تو را خود از این گذر باشد

خوش است درّ خوشابِ سرشک بر وجهی

که پیش رویِ تو آن نیز در نظر باشد

نظام کار خیالی ز چهرهٔ زرد است

بلی به دولت زر کارها چو زر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۷اوّل استادی که عشق و حسن را تقسیم کرد
  2. شمارهٔ ۱۰۸اهل دل در طلبت صاحب تدبیر شدند
  3. شمارهٔ ۱۰۹ای دل از باطن آن فرقه که صاحب قدمند
  4. شمارهٔ ۱۱۰ - استقبال از کمال خجندیای لبت کام دل بی‌سروسامانی چند
  5. شمارهٔ ۱۱۱ - استقبال از کمال خجندیای آنکه به جور از تو تبرّا نتوان کرد
  6. شمارهٔ ۱۱۲با آفتاب رویت چون مه نمی برآید
  7. شمارهٔ ۱۱۳باد از هوای کوی تو پیغام می‌دهد
  8. شمارهٔ ۱۱۴باز آواز نی و فریاد درد انگیز عود
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.