پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۹۶

آن گوهر حسنی که بدان فخر توان کرد

نقدی ست که صرّاف ازل با تو روان کرد

تا آب خِضِر لطف لبِ لعل تو را دید

در پردهٔ خاکی ز حیا روی نهان کرد

نافه چه خطا گفت که باد سحری دوش

مویش بگرفت و سوی زلف تو کشان کرد

اشک از نظر افتاد بدین جرم که ما را

بی وجه در ایّام تو رسوای جهان کرد

تا نکهت زلف تو رساند به خیالی

بر بوی همین رفت دل و راه همان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۸آنها که ز آیینهٔ دل زنگ زدودند
  2. شمارهٔ ۹۹آه که نیش غمت خاطر من ریش کرد
  3. شمارهٔ ۱۰۰ - استقبال از عارفی هرویاز آتش دل هر کس در سینه غمی دارد
  4. شمارهٔ ۱۰۱از مخزن دل دیده هر آن دُر که بر آورد
  5. شمارهٔ ۱۰۲اشکم به جست‌وجوی او بر خاک آن در می‌رود
  6. شمارهٔ ۱۰۳افسوس که ره بینان یک یک ز نظر رفتند
  7. شمارهٔ ۱۰۴اگرچه دل نصیب از چشم شوخت مکر و فن دارد
  8. شمارهٔ ۱۰۵اگر چه صاحب معنی همه هنر باشد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.