پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸

آنها که ز آیینهٔ دل زنگ زدودند

خود را به تو هر نوع که بودند نمودند

اهل نظر از آینهٔ وحدت از آن پیش

حیران تو بودند که موجود نبودند

تا چشم دل از غیر تماشای تو عشّاق

بستند، نقاب از رخِ مقصود گشودند

شک نیست که سودازدگان تا به ارادت

سودند سری بر قدمت در سر سودند

تا دل بربایند نمودند رخ خوب

خوبان به طریقی که نمودند ربودند

راهی به عدم جوی خیالی ز دهانش

بر رغم کسانی که گرفتار وجودند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰ - استقبال از عارفی هرویاز آتش دل هر کس در سینه غمی دارد
  2. شمارهٔ ۱۰۱از مخزن دل دیده هر آن دُر که بر آورد
  3. شمارهٔ ۱۰۲اشکم به جست‌وجوی او بر خاک آن در می‌رود
  4. شمارهٔ ۱۰۳افسوس که ره بینان یک یک ز نظر رفتند
  5. شمارهٔ ۱۰۴اگرچه دل نصیب از چشم شوخت مکر و فن دارد
  6. شمارهٔ ۱۰۵اگر چه صاحب معنی همه هنر باشد
  7. شمارهٔ ۱۰۶اگر معارضه حُسن تو را به حور افتد
  8. شمارهٔ ۱۰۷اوّل استادی که عشق و حسن را تقسیم کرد
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.