پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

مرا که تحفهٔ جان در بدن هدایت توست

گناه کارم و امّید بر عنایت توست

تویی که غایت مقصود دردمندان را

نهایت کرم و لطف بی نهایت توست

امید هست کز این ره به منزلی برسیم

چو رهنمای همه عاقبت هدایت توست

کسی که بندهٔ فرمان توست آزاد است

علی الخصوص فقیری که در حمایت توست

خیالیا تو فقیری ولی به دولت عشق

سرود مجلس روحانیان حکایت توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵ - استقبال از کمال خجندینرگس خیال چشم تو در خواب ناز یافت
  2. شمارهٔ ۸۶نقدی ست دل که سکّهٔ محنت به نام اوست
  3. شمارهٔ ۸۷هر آن حدیث که در دعویِ محبّت توست
  4. شمارهٔ ۸۸هر خسته خاطری که چو نی چشم باز نیست
  5. شمارهٔ ۸۹هر دُر اشکی که آمد چشم گریان را به دست
  6. شمارهٔ ۹۰هر دل که به عشق مبتلا نیست
  7. شمارهٔ ۹۱ - استقبال از سناییهرکسی گوید که درد عشق را تدبیر چیست
  8. شمارهٔ ۹۲ - استقبال از شمس مغربیهرکه از دیدار جانان همچو من مهجور نیست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.