پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

گرچه ماه نو به شوخی بی نظیر عالم است

لیک در خوبی ز ابروی تو بسیاری کم است

گرنه دزد نقد قلب ماست زلف شب روَت

از چه معنی اینچنین آشفته حال و درهم است

گوشهٔ خاطر بپرداز ای دل از سودای جان

در حریم خاص جانان غیر چون نامحرم است

آه کز سودای چشمت حاصل عمر عزیز

می‌رود در عین خونخواری و آن هم یک دم است

ای دریغا نیست بنیاد بقا را محکمی

ورنه با جانان بنای عهد ما بس محکم است

ای خیالی کار عالم چون به کین جان ماست

جان اگر خواهی مباش ایمن که کار عالم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰گنجی ست عشق یار که عالم خراب اوست
  2. شمارهٔ ۸۱لاله را همچو بتان عارض دلجویی نیست
  3. شمارهٔ ۸۲مرا از دل خبر جز بی دلی نیست
  4. شمارهٔ ۸۳مرا که تحفهٔ جان در بدن هدایت توست
  5. شمارهٔ ۸۴نالهٔ دلسوز نی شرح غمی بیش نیست
  6. شمارهٔ ۸۵ - استقبال از کمال خجندینرگس خیال چشم تو در خواب ناز یافت
  7. شمارهٔ ۸۶نقدی ست دل که سکّهٔ محنت به نام اوست
  8. شمارهٔ ۸۷هر آن حدیث که در دعویِ محبّت توست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.