پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲ - استقبال از همام تبریزی

که می‌داند میِ شوق از چه جام است

به جز چشمت که او مست مدام است

شراب ار با تو نو شد دل حلال است

وگرنه این صفت بر وی حرام است

دلا بگذر ز خود کاندر ره عشق

نخستین گفته ترک ننگ و نام است

بجز سودای ابروی تو دیگر

همه کارِ مه نو ناتمام است

سر زلف تو را مرغی که داند

کدام است و به در ماند که دام است

خیالی گر چو شمعی ز آتش دل

نسوزی خویشتن را کار خام است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴ - استقبال از شمس مغربیگرچه اشک منِ غمدیده سراسر گهر است
  2. شمارهٔ ۷۵گرچه تو حقیری و گناه تو عظیم است
  3. شمارهٔ ۷۶گرچه شمار عاشق زنّار زلف یار است
  4. شمارهٔ ۷۷گرچه طریق وفا قدیم است
  5. شمارهٔ ۷۸گرچه ماه نو به شوخی بی نظیر عالم است
  6. شمارهٔ ۷۹گریهٔ خون سرِ ره بر منِ درویش گرفت
  7. شمارهٔ ۸۰گنجی ست عشق یار که عالم خراب اوست
  8. شمارهٔ ۸۱لاله را همچو بتان عارض دلجویی نیست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.