پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴ - استقبال از شمس مغربی

گرچه اشک منِ غمدیده سراسر گهر است

هرچه دارم به جمالت که همه در نظر است

نزد رندان نظر باز غبار قدمت

توتیایی ست که در دست نسیم سحر است

مهر و ماهت نتوان گفت که همچون مه و مهر

دیگری هست ولی روی تو چیزی دگر است

سر گذشتم سگ کوی تو نکو می داند

که ز فریاد منش شب همه شب دردسر است

کمترین قدرشناس تو خیالی ست ولی

نیست قدری چو سگان، پیش تواش این قدر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶گرچه شمار عاشق زنّار زلف یار است
  2. شمارهٔ ۷۷گرچه طریق وفا قدیم است
  3. شمارهٔ ۷۸گرچه ماه نو به شوخی بی نظیر عالم است
  4. شمارهٔ ۷۹گریهٔ خون سرِ ره بر منِ درویش گرفت
  5. شمارهٔ ۸۰گنجی ست عشق یار که عالم خراب اوست
  6. شمارهٔ ۸۱لاله را همچو بتان عارض دلجویی نیست
  7. شمارهٔ ۸۲مرا از دل خبر جز بی دلی نیست
  8. شمارهٔ ۸۳مرا که تحفهٔ جان در بدن هدایت توست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.