پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵ - استقبال از بساطی سمرقندی

سروِ بالای تو در عالم خوبی علم است

خط تو بر ورق گل ز بنفشه رقم است

ما نه تنها به هوای دهنت خاک شدیم

هرکه از اهل وجود است به آخر عدم است

قدمی رنجه به پرسیدن ما کن که چو سرو

سرفراز است هر آزاده که در وی قدم است

طرفه دامی ست سر زلف تو کز روی هوس

هرکه پا بستهٔ آن است مقیّد به غم است

گو به غم ساز خیالی که ز اسباب طرب

نیست خوش‌تر ز نوای نی و آن نیز دم است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷سرو تا بندهٔ بالای تو شد آزاد است
  2. شمارهٔ ۶۸سنبل باغ رخت غالیه بو افتاده ست
  3. شمارهٔ ۶۹شمع رویت را چراغ آسمان پروانه‌ای‌ست
  4. شمارهٔ ۷۰کدامین رسم و آیینی که در رندان مفرّد نیست
  5. شمارهٔ ۷۱ - استقبال از کاتبی ترشیزیکجا روم که مرا جز درت پناهی نیست
  6. شمارهٔ ۷۲ - استقبال از همام تبریزیکه می‌داند میِ شوق از چه جام است
  7. شمارهٔ ۷۳ - استقبال از بساطی سمرقندیگرچه ابر زندگی جان بخش و صافی مشرب است
  8. شمارهٔ ۷۴ - استقبال از شمس مغربیگرچه اشک منِ غمدیده سراسر گهر است
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.