پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۹

دل ناگرفته خال تو در زلف جا گرفت

مرغی عجب به دامِ تو افتاد و پا گرفت

با سرو از لطافت قدّ تو بادِ صبح

هر نکته یی که گفت چمن از هوا گرفت

بر باد رفت حاصل عمر عزیز من

زین غم که باد دامن زلفت چرا گرفت

دل را گرفت شحنهٔ عشقت به دست قهر

چون قلب بود آخر کارش خدا گرفت

در فنّ زهد بنده خیالی طریقه یی

زاین خوبتر ندید که ترک ریا گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۱دلی که صرف تو شد نقد عشق قیمت اوست
  2. شمارهٔ ۶۲رنجور عشق را سر ناز طبیب نیست
  3. شمارهٔ ۶۳ز بس که عشق تو شوری به شهر و کو انداخت
  4. شمارهٔ ۶۴زلف تو را که شامِ پریشانی من است
  5. شمارهٔ ۶۵ - استقبال از بساطی سمرقندیسروِ بالای تو در عالم خوبی علم است
  6. شمارهٔ ۶۶سروِ بالای تو را شیوه بلا انگیزی ست
  7. شمارهٔ ۶۷سرو تا بندهٔ بالای تو شد آزاد است
  8. شمارهٔ ۶۸سنبل باغ رخت غالیه بو افتاده ست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.