پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

دلی که صرف تو شد نقد عشق قیمت اوست

چرا که قیمت هرکس به قدر همّت اوست

چو نیّت تو صواب است قبله حاجت نیست

بنای قبلهٔ عاشق بر اصل نیّت اوست

به قول پیر مغان بت پرست را چه گناه

چو هرچه هست نمودار عکس طلعت اوست

توانگری تو به زهد ای فقیه و مغروری

مرا که مفلس عشقم نظر به رحمت اوست

اگر به کعبهٔ وصلش نمی رسم غم نیست

همین بس است که همراه من محبّت اوست

قبول کن به غلامی خیالی خود را

که داغ بندگی تو نشان دولت اوست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳ز بس که عشق تو شوری به شهر و کو انداخت
  2. شمارهٔ ۶۴زلف تو را که شامِ پریشانی من است
  3. شمارهٔ ۶۵ - استقبال از بساطی سمرقندیسروِ بالای تو در عالم خوبی علم است
  4. شمارهٔ ۶۶سروِ بالای تو را شیوه بلا انگیزی ست
  5. شمارهٔ ۶۷سرو تا بندهٔ بالای تو شد آزاد است
  6. شمارهٔ ۶۸سنبل باغ رخت غالیه بو افتاده ست
  7. شمارهٔ ۶۹شمع رویت را چراغ آسمان پروانه‌ای‌ست
  8. شمارهٔ ۷۰کدامین رسم و آیینی که در رندان مفرّد نیست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.