پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۸ - استقبال از کمال خجندی

دلم از دردِ فراق تو قوی افگار است

دیده در حسرت یاقوت تو گوهربار است

ای که گفتی خبری از تو صبا برد ولی

مشکل این است که او نیز چو من بیمار است

دور از او کار من آسان بکن ای غم ورنه

زندگی بی شرفِ صحبت جان دشوار است

شور لعل تو از آن بر دل من شیرین است

که میان من و او حقّ نمک بسیار است

با همه چهره فروزی و صفا صورت چین

پیش رخسار تو نقشی ست که بر دیوار است

ای خیالی چو غم فرقت او را جز صبر

چاره‌ای نیست، صبوری به غمش ناچار است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۰دل وصل تو می خواهد و دلخواست همین است
  2. شمارهٔ ۶۱دلی که صرف تو شد نقد عشق قیمت اوست
  3. شمارهٔ ۶۲رنجور عشق را سر ناز طبیب نیست
  4. شمارهٔ ۶۳ز بس که عشق تو شوری به شهر و کو انداخت
  5. شمارهٔ ۶۴زلف تو را که شامِ پریشانی من است
  6. شمارهٔ ۶۵ - استقبال از بساطی سمرقندیسروِ بالای تو در عالم خوبی علم است
  7. شمارهٔ ۶۶سروِ بالای تو را شیوه بلا انگیزی ست
  8. شمارهٔ ۶۷سرو تا بندهٔ بالای تو شد آزاد است
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.