پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰

تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هست

در هر چمنی نغمه سرایی چو منی هست

سوگند به یاری که هوای دگرم نیست

روزی که مرا بر سر کویت وطنی هست

باور نتوان کرد که در باغ به خوبی

چون عارض تو یاسمنی یا، سمنی هست

ای شوخ که هیچت به دعاگو نظری نیست

بر گوی اگر از طرف او سخنی هست

زنهار که بر شیوهٔ آن چشم خیالی

فتنه نشوی ز آن که در آن فتنه فنی هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲چمن را تا نسیمت در دماغ است
  2. شمارهٔ ۵۳خشنود بودن از غمِ عشق تو کار ماست
  3. شمارهٔ ۵۴دلا بنیاد جان را محکمی نیست
  4. شمارهٔ ۵۵دلا طریقهٔ عشّاق خود پرستی نیست
  5. شمارهٔ ۵۶دل به زاری دامن زلف جفا کارش گرفت
  6. شمارهٔ ۵۷دلم را مقام عبادت درِ اوست
  7. شمارهٔ ۵۸ - استقبال از کمال خجندیدلم از دردِ فراق تو قوی افگار است
  8. شمارهٔ ۵۹دل ناگرفته خال تو در زلف جا گرفت
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.