پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴ - استقبال از امیرخسرو دهلوی

تا به خون ریزی غمت خنجر گرفت

کاکلت رسم جفا از سر گرفت

ماهِ رخسار تو را در جمع دوش

دید شمع و از خجالت درگرفت

لاله زآن دم ساقی بزم تو شد

کز سرمستی به کف ساغر گرفت

چون بلال خال مشکینت به خون

تشنه شد جا بر لب کوثر گرفت

از نم چشم خیالی عاقبت

سر به سر خاک درت گوهر گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶تا دل از سیر و سلوک رهش آگاهی یافت
  2. شمارهٔ ۴۷تا دل از شوق گل رویت ره صحرا گرفت
  3. شمارهٔ ۴۸تا ز سودا زدگان عشق خریداری یافت
  4. شمارهٔ ۴۹تا سر زلف تو در دست صبا افتاده ست
  5. شمارهٔ ۵۰تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هست
  6. شمارهٔ ۵۱تا سنبل زلفت خبر از گلشن جان گفت
  7. شمارهٔ ۵۲چمن را تا نسیمت در دماغ است
  8. شمارهٔ ۵۳خشنود بودن از غمِ عشق تو کار ماست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.