پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

بی‌رخ آن مه که شام زلف را در هم شکست

چون فلک پشتِ امید من ز بار غم شکست

راستی را هر دلی کز مردم صاحب نظر

برد چشم دل فریبش، زلف خم در خم شکست

بیش از این عهد درستان مشکن ای شوخ و بترس

چون ز عهد نادرست افتاد بر آدم شکست

ساقیا در دور می خواری غم دوران مخور

کاین همان دور است ای غافل که جام جم شکست

حاصل از سرمایهٔ هستی خیالی را به دست

نقد قلبی بود، در دست غمت آن هم شکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴ - استقبال از امیرخسرو دهلویتا به خون ریزی غمت خنجر گرفت
  2. شمارهٔ ۴۵تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست
  3. شمارهٔ ۴۶تا دل از سیر و سلوک رهش آگاهی یافت
  4. شمارهٔ ۴۷تا دل از شوق گل رویت ره صحرا گرفت
  5. شمارهٔ ۴۸تا ز سودا زدگان عشق خریداری یافت
  6. شمارهٔ ۴۹تا سر زلف تو در دست صبا افتاده ست
  7. شمارهٔ ۵۰تا سرو مرا عارض چون یاسمنی هست
  8. شمارهٔ ۵۱تا سنبل زلفت خبر از گلشن جان گفت
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.