پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶

باز آی که خلوتگه جانم حرم توست

زیرا که تو شمعی و صفا در قدم توست

امیّد قبولِ همه بر حاصل خویش است

بی حاصلی ما به امید کرم توست

دل را ز غم چشم خوشت حال خراب است

وین طرفه که او را به چنین حال غم توست

ما مفلس عشقیم و گدایی صفت ماست

تو شاه جهانی و دو عالم علم توست

ای صبح چو بگذشت شب هجر خیالی

برخیز و به شادی نفسی زن که دم توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸با شمع چو گفتم که نشان غم دل چیست
  2. شمارهٔ ۳۹به اهل درد غمت هرچه می کند غم نیست
  3. شمارهٔ ۴۰به قتل خسته دلان غمزهٔ تو قانع نیست
  4. شمارهٔ ۴۱بیا که بی خبران را خبر ز روی نکو نیست
  5. شمارهٔ ۴۲بی‌رخ آن مه که شام زلف را در هم شکست
  6. شمارهٔ ۴۳پیشِ رخِ تو قصّهٔ یوسف حکایت است
  7. شمارهٔ ۴۴ - استقبال از امیرخسرو دهلویتا به خون ریزی غمت خنجر گرفت
  8. شمارهٔ ۴۵تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.