پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷

با سگت یاری مرا کارِ خود است

هرکسی را کار با یارِ خود است

عاشقی کردم فتادم در بلا

مبتلا هرکس ز کردار خود است

گفتمش سرو از هواداران توست

گفت ما را او هوادار خود است

من ز حیرت رفتم از دست و هنوز

سروِ من مغرور رفتار خود است

طوطی طبع خیالی را مدام

در دهن شکّر ز گفتار خود است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹به اهل درد غمت هرچه می کند غم نیست
  2. شمارهٔ ۴۰به قتل خسته دلان غمزهٔ تو قانع نیست
  3. شمارهٔ ۴۱بیا که بی خبران را خبر ز روی نکو نیست
  4. شمارهٔ ۴۲بی‌رخ آن مه که شام زلف را در هم شکست
  5. شمارهٔ ۴۳پیشِ رخِ تو قصّهٔ یوسف حکایت است
  6. شمارهٔ ۴۴ - استقبال از امیرخسرو دهلویتا به خون ریزی غمت خنجر گرفت
  7. شمارهٔ ۴۵تا در این بادیه توفیق ازل همره ماست
  8. شمارهٔ ۴۶تا دل از سیر و سلوک رهش آگاهی یافت
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.