پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱

اگر دیده در مهر و مه ناظر است

غرض چیست او را از این، ظاهر است

از آن دم که از چشم من غایبی

حضوری ندارم خدا حاضر است

سرِ کوی شوقت عجب کعبه‌ای‌ست

که در وی دعا زاری زایر است

تو ای تنگ شکّر به طوطیّ جان

چه گفتی که از تو بسی شاکر است

چه محتاج قتل خیالی به تیغ

به یک غمزه خود کار او آخر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳ای که همه کار ما راست به تدبیر توست
  2. شمارهٔ ۳۴باد بر زلف تو بگذشت که عنبر بوی است
  3. شمارهٔ ۳۵با رخ خوبت که وَرد بوستان خرّمی ست
  4. شمارهٔ ۳۶باز آی که خلوتگه جانم حرم توست
  5. شمارهٔ ۳۷با سگت یاری مرا کارِ خود است
  6. شمارهٔ ۳۸با شمع چو گفتم که نشان غم دل چیست
  7. شمارهٔ ۳۹به اهل درد غمت هرچه می کند غم نیست
  8. شمارهٔ ۴۰به قتل خسته دلان غمزهٔ تو قانع نیست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.