پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰

افسوس که جز ناله مرا همنفسی نیست

فریاد که خون شد دل و فریادرسی نیست

کس نیست که گوید خبر از منزل مقصود

وز هیچ طرف نیز صدای جرسی نیست

ما را هوس توست برآنیم که در سر

خوشتر ز هوای تو هوا و هوسی نیست

گر لاله و ریحان نبود ما و خیالت

گل هست چه نقصان بوَد از خاروخسی نیست

از خال سیه بر لب شیرین تو داغی است

آری شکری هست ولی بی مگسی نیست

گفتی که درونِ دل تو کیست خیالی

بیرون ز تو و نقش خیال تو کسی نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲اگر گویی که حسن از رویِ من خاست
  2. شمارهٔ ۳۳ای که همه کار ما راست به تدبیر توست
  3. شمارهٔ ۳۴باد بر زلف تو بگذشت که عنبر بوی است
  4. شمارهٔ ۳۵با رخ خوبت که وَرد بوستان خرّمی ست
  5. شمارهٔ ۳۶باز آی که خلوتگه جانم حرم توست
  6. شمارهٔ ۳۷با سگت یاری مرا کارِ خود است
  7. شمارهٔ ۳۸با شمع چو گفتم که نشان غم دل چیست
  8. شمارهٔ ۳۹به اهل درد غمت هرچه می کند غم نیست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.