پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندی

افسوس که صورت تُتق چهرهٔ معنی ست

ورنه همه آفاق پر از نور تجلّی ست

هر لحظه در این کوی به دیگر صفتی یار

در جلوهٔ حسن است ولی چشم تو اعمی ست

گر نیست به هر مو کششی از طرف دوست

مجنون ز چه رو شیفتهٔ طرّهٔ لیلی ست

از عشق به هرجا که حدیثی ست دلیلی ست

بر حاصل یک معنی و باقی همه دعوی ست

القصّه تویی زین همه مقصود دل من

ورنه به جمال تو که کونین طفیلی ست

برگی ز گلستانِ جمال تو بهشت است

شاخی ز نهالِ چمن لطفِ تو طوبی ست

گر بی خبر از عالم معنی ست خیالی

در صورت زیبای تو حیران به چه معنی ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱اگر دیده در مهر و مه ناظر است
  2. شمارهٔ ۳۲اگر گویی که حسن از رویِ من خاست
  3. شمارهٔ ۳۳ای که همه کار ما راست به تدبیر توست
  4. شمارهٔ ۳۴باد بر زلف تو بگذشت که عنبر بوی است
  5. شمارهٔ ۳۵با رخ خوبت که وَرد بوستان خرّمی ست
  6. شمارهٔ ۳۶باز آی که خلوتگه جانم حرم توست
  7. شمارهٔ ۳۷با سگت یاری مرا کارِ خود است
  8. شمارهٔ ۳۸با شمع چو گفتم که نشان غم دل چیست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.