پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳

ای که همه کار ما راست به تدبیر توست

غایت بهبود ماست هرچه به تقدیر توست

ما ز جهان غافلیم ورنه در او هر طرف

شهرت دلجوی تو حسن جهانگیر توست

مایهٔ گنج وفا جان خراب من است

چارهٔ مجنون عشق زلف چو زنجیر توست

ای که هوس می بری بندگیِ دوست را

مانع این سلطنت غایت تقصیر توست

یاز کرامت ملاف یا چو خیالی به صدق

پیروِ بخت جوان باش که او پیر توست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵با رخ خوبت که وَرد بوستان خرّمی ست
  2. شمارهٔ ۳۶باز آی که خلوتگه جانم حرم توست
  3. شمارهٔ ۳۷با سگت یاری مرا کارِ خود است
  4. شمارهٔ ۳۸با شمع چو گفتم که نشان غم دل چیست
  5. شمارهٔ ۳۹به اهل درد غمت هرچه می کند غم نیست
  6. شمارهٔ ۴۰به قتل خسته دلان غمزهٔ تو قانع نیست
  7. شمارهٔ ۴۱بیا که بی خبران را خبر ز روی نکو نیست
  8. شمارهٔ ۴۲بی‌رخ آن مه که شام زلف را در هم شکست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.