پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲

گهی که عشق به خود راه می‌نمود مرا

ز بودِ خود سر مویی خبر نبود مرا

درِ مجاز ببستم به روی خویش، چو دوست

به روی دل ز حقیقت دری گشود مرا

به پیش روی من از عشق داشت آیینه

دراو چنانکه بباید به من نمود مرا

کشید عاقبت اندیشهٔ دهان و لبش

به عالم عدم از عرصهٔ وجود مرا

مگر تمام بسوزد متاعِ هستیِ من

وگرنه ز آتش سودای او چه سود مرا

کنونکه همچو خیالی به دوست پیوستم

تفاوتی نکند طعنهٔ حسود مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴ناصح چه کار دارد در عشقِ یار با ما
  2. شمارهٔ ۱۵هر خبر کز سرکشی گوید صبا
  3. شمارهٔ ۱۶عشق می‌گفت از کَرَم‌های حبیب
  4. شمارهٔ ۱۷ - استقبال از کمال خجندیما به چشمت عشق می‌بازیم و او در عین خواب
  5. شمارهٔ ۱۸آنچه بی‌روی توام گریه به روی آورده‌ست
  6. شمارهٔ ۱۹آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت
  7. شمارهٔ ۲۰آن معلم که لبت را روش جان آموخت
  8. شمارهٔ ۲۱آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.