پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷ - استقبال از کمال خجندی

ما به چشمت عشق می‌بازیم و او در عین خواب

بر رخت حق نظر داریم و می‌پوشد نقاب

صورتت هرجا که ظاهر می‌کند فتوایِ حسن

می‌نویسد مفتیِ پیر خرد صحّ الجواب

گر ز شام زلف بنماید مه رویت جمال

در زمین خواهد فرو رفت از خجالت آفتاب

دل نهان کردی ز مردم زخم تیر غمزه‌ات

گر نیفکندی سرشک من سپر بر روی آب

چشم گریان خیالی صد خلل دارد ز اشک

می‌شود آری ز باران خانهٔ مردم خراب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت
  2. شمارهٔ ۲۰آن معلم که لبت را روش جان آموخت
  3. شمارهٔ ۲۱آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
  4. شمارهٔ ۲۲آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت
  5. شمارهٔ ۲۳آیت حسن را که نام وفاست
  6. شمارهٔ ۲۴آن پری چهره که در پردهٔ جان مستور است
  7. شمارهٔ ۲۵ار شیخ صومعه ست وگر رندِ دیرِ توست
  8. شمارهٔ ۲۶از بلای عشق تو تنها دل ما ریش نیست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.