پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

از بلای عشق تو تنها دل ما ریش نیست

کیست در عهد تو کاو را این بلا در پیش نیست

بیش از این ای گل در آزار دل بلبل مکوش

چون بقای حسن رویت چند روزی بیش نیست

از لبت بی سهمِ تیرِ غمزه ات بوسی هوس

هست، امّا هیچ نوشی بی جفای نیش نیست

با وجود افسر فقر و محبّت هرکه او

سر فرود آرد به تاج سلطنت درویش نیست

گر مقام قرب می خواهی منال از عقل و هوش

قطع این بیدا چو کارِ عقل دوراندیش نیست

چون خیالی عاقبت بیگانه خواهد شد ز خویش

هرکه را در عشقبازی فکر کار خویش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸از سبزهٔ خطّت ورق گل رقمی یافت
  2. شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندیافسوس که صورت تُتق چهرهٔ معنی ست
  3. شمارهٔ ۳۰افسوس که جز ناله مرا همنفسی نیست
  4. شمارهٔ ۳۱اگر دیده در مهر و مه ناظر است
  5. شمارهٔ ۳۲اگر گویی که حسن از رویِ من خاست
  6. شمارهٔ ۳۳ای که همه کار ما راست به تدبیر توست
  7. شمارهٔ ۳۴باد بر زلف تو بگذشت که عنبر بوی است
  8. شمارهٔ ۳۵با رخ خوبت که وَرد بوستان خرّمی ست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.