پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸

آنچه بی‌روی توام گریه به روی آورده‌ست

سیل خون است که از دیده به جوی آورده‌ست

باده‌نوشان تو خرسند به بویی بودند

ز آن می لعل که ساقی به سبوی آورده‌ست

با غم عشق تو بی‌وجه مرا جان دادن

دل نمی‌داد ولی زلف تو روی آورده‌ست

قیمت نکهت زلف تو صبا می‌داند

که شب تیره از آن راه چو موی آورده‌ست

ای خیالی مده از دست که اکسیر بقاست

گرد خاکی که صبا ز آن سرِ کوی آورده‌ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰آن معلم که لبت را روش جان آموخت
  2. شمارهٔ ۲۱آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
  3. شمارهٔ ۲۲آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت
  4. شمارهٔ ۲۳آیت حسن را که نام وفاست
  5. شمارهٔ ۲۴آن پری چهره که در پردهٔ جان مستور است
  6. شمارهٔ ۲۵ار شیخ صومعه ست وگر رندِ دیرِ توست
  7. شمارهٔ ۲۶از بلای عشق تو تنها دل ما ریش نیست
  8. شمارهٔ ۲۷از زروه‌های باغِ خطش یاسمن یکی‌ست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.