پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

آن معلم که لبت را روش جان آموخت

هرچه آموخت به زلف تو پریشان آموخت

ظاهراً بر ورق گل به خط سبز خرد

آیت حسن نه از یار که قرآن آموخت

داد از آن شوخ که در مکتب خوبی ز ادب

رحمتِ اندک و بیدادِ فراوان آموخت

شیوهٔ فتنه ز خوبان جفا پیشه بپرس

که ادیب ازل این حرف به ایشان آموخت

آیت دلبری و شیوهٔ جان بخشی را

جز به تعلیم خط و لعل تو نتوان آموخت

باز در خون خیالی شدی و می دانم

کاین همه فتنه ترا نرگس فتّان آموخت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت
  2. شمارهٔ ۲۳آیت حسن را که نام وفاست
  3. شمارهٔ ۲۴آن پری چهره که در پردهٔ جان مستور است
  4. شمارهٔ ۲۵ار شیخ صومعه ست وگر رندِ دیرِ توست
  5. شمارهٔ ۲۶از بلای عشق تو تنها دل ما ریش نیست
  6. شمارهٔ ۲۷از زروه‌های باغِ خطش یاسمن یکی‌ست
  7. شمارهٔ ۲۸از سبزهٔ خطّت ورق گل رقمی یافت
  8. شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندیافسوس که صورت تُتق چهرهٔ معنی ست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.