پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت

دشمنان را دوست گشت و دوست را دشمن گرفت

گر شد از دستِ غمش پاره گریبانم چه غم

چون بدین تدبیر روزی خواهمش دامن گرفت

ز آن گرفتار بلا شد دل که خونم خورده بود

تو مکن جانا چنین کاو را دعای من گرفت

کشور جان را که ایمن بود از تاراج غم

عاقبت چشم بلا جویش به مکر و فن گرفت

تا چرا گل را به لطف عارضت تتشبیه کرد

می کند هردم صبا زین وجه بر سوسن گرفت

با خیالی در محل قتل تیغش هرچه گفت

سر نپیچید و گناه خویش بر گردن گرفت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴آن پری چهره که در پردهٔ جان مستور است
  2. شمارهٔ ۲۵ار شیخ صومعه ست وگر رندِ دیرِ توست
  3. شمارهٔ ۲۶از بلای عشق تو تنها دل ما ریش نیست
  4. شمارهٔ ۲۷از زروه‌های باغِ خطش یاسمن یکی‌ست
  5. شمارهٔ ۲۸از سبزهٔ خطّت ورق گل رقمی یافت
  6. شمارهٔ ۲۹ - استقبال از کمال خجندیافسوس که صورت تُتق چهرهٔ معنی ست
  7. شمارهٔ ۳۰افسوس که جز ناله مرا همنفسی نیست
  8. شمارهٔ ۳۱اگر دیده در مهر و مه ناظر است
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.