پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶

عشق می‌گفت از کَرَم‌های حبیب

غم نصیب تست گفتم یا نصیب

ما به داغ سینه‌سوز خود خوشیم

تو مبر دردِ سرِ خویش ای طبیب

غم نباشد هیچ از این دوری اگر

وعدهٔ وصل تو باشد عنقریب

گر بپرسی از غریبان دور نیست

نبود از اصل کرم این‌ها غریب

با رخت دارد خیالی الفتی

قدر گل نیکو شناسد عندلیب

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸آنچه بی‌روی توام گریه به روی آورده‌ست
  2. شمارهٔ ۱۹آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت
  3. شمارهٔ ۲۰آن معلم که لبت را روش جان آموخت
  4. شمارهٔ ۲۱آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
  5. شمارهٔ ۲۲آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت
  6. شمارهٔ ۲۳آیت حسن را که نام وفاست
  7. شمارهٔ ۲۴آن پری چهره که در پردهٔ جان مستور است
  8. شمارهٔ ۲۵ار شیخ صومعه ست وگر رندِ دیرِ توست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.