پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

هر خبر کز سرکشی گوید صبا

سرو قدّت می رباید از هوا

سرو تا شد بندهٔ نخل قدت

می برآید گرد باغ آزاد پا

زد بنفشه با خطِ سبز تو لاف

زان زبانش را کشیدند از قفا

دی به دشنامی سگِ کوی توام

در چه کاری گفت گفتم در دعا

بر درِ دل دوش در می زد یکی

کیست پرسیدم غمت گفت آشنا

سایل اشک خیالی را ز روی

چند رانی نیست آخر روی ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷ - استقبال از کمال خجندیما به چشمت عشق می‌بازیم و او در عین خواب
  2. شمارهٔ ۱۸آنچه بی‌روی توام گریه به روی آورده‌ست
  3. شمارهٔ ۱۹آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت
  4. شمارهٔ ۲۰آن معلم که لبت را روش جان آموخت
  5. شمارهٔ ۲۱آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
  6. شمارهٔ ۲۲آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت
  7. شمارهٔ ۲۳آیت حسن را که نام وفاست
  8. شمارهٔ ۲۴آن پری چهره که در پردهٔ جان مستور است
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.