پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴

ناصح چه کار دارد در عشقِ یار با ما

جایی که عشق باشد او را چه کار با ما

ای پند گوی تا کی منعم کنی ز گریه

لطفی نمای و ما را یک دم گذار با ما

گنج مراد خواهی برخیز گرم چون شمع

در کنج نامرادی شب زنده دار با ما

گر بی قرار شد دل در عاشقی عجب نیست

چون روز اول این بود او را قرار با ما

گر عالمی به ظاهر یارند با خیالی

خوش نیست تا به معنی خوش نیست یار با ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶عشق می‌گفت از کَرَم‌های حبیب
  2. شمارهٔ ۱۷ - استقبال از کمال خجندیما به چشمت عشق می‌بازیم و او در عین خواب
  3. شمارهٔ ۱۸آنچه بی‌روی توام گریه به روی آورده‌ست
  4. شمارهٔ ۱۹آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت
  5. شمارهٔ ۲۰آن معلم که لبت را روش جان آموخت
  6. شمارهٔ ۲۱آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
  7. شمارهٔ ۲۲آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت
  8. شمارهٔ ۲۳آیت حسن را که نام وفاست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.