پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

گیسو برید و شد فزون مهرش منِ گمراه را

گم کرده ره داند بلی قدرِ شبِ کوتاه را

گو شام هجران همدمان باری به فریادم رسند

از آتش پنهان من خود دل بسوزد آه را

خاکِ رهت را اشک اگر با خون بیامیزد مرنج

گویم به چشم خویشتن تا پاک سازد راه را

باشد به خاطر همچنان مهر زمین بوس تواَش

صدبار اگر از آسمان اندازی ای جان ماه را

گر دولت تیرت به جان خواهد خیالی عیب نیست

چون این قدَرها می‌رسد یاران دولتخواه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵هر خبر کز سرکشی گوید صبا
  2. شمارهٔ ۱۶عشق می‌گفت از کَرَم‌های حبیب
  3. شمارهٔ ۱۷ - استقبال از کمال خجندیما به چشمت عشق می‌بازیم و او در عین خواب
  4. شمارهٔ ۱۸آنچه بی‌روی توام گریه به روی آورده‌ست
  5. شمارهٔ ۱۹آن روز مه این نور سعادت به جبین داشت
  6. شمارهٔ ۲۰آن معلم که لبت را روش جان آموخت
  7. شمارهٔ ۲۱آنها که بی تو در دل و جان سقیم ماست
  8. شمارهٔ ۲۲آه کز سعی رقیبان یار ترک من گرفت
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.