پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۴ - استقبال از امیرخسرو دهلوی

بیش از این مپسند در زاری منِ درویش را

پادشاهی رحمتی فرما گدای خویش را

چارهٔ درد دل ما را که داند جز غمت

غیر مرهم کس نمی داند دوای ریش را

چون سر زلف تو پیش چشم دزدی پیشه کرد

تا توانی بسته دار آن دزد بینا پیش را

ساقیا وقتی ز نزدیکان شوی کاندر رهش

یک طرف سازی به جامی عقل دوراندیش را

تا به دست آورده است از غمزه چشمت ناوکی

قصد قربانِ من است آن ترک کافر کیش را

سال‌ها لاف گدایی زد خیالی و هنوز

همچنان سودای سلطانی ست نادرویش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶تا دو چشم سیهت غارتِ جان کرد مرا
  2. شمارهٔ ۷چون نی اگر چه عمری خوش می نواخت ما را
  3. شمارهٔ ۸خطت چون از سواد شب رقم زد صفحهٔ مه را
  4. شمارهٔ ۹زهی راست از تو همه کار ما
  5. شمارهٔ ۱۰طیلسانت چو کژ افتاد ببستی او را
  6. شمارهٔ ۱۱گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش را
  7. شمارهٔ ۱۲گهی که عشق به خود راه می‌نمود مرا
  8. شمارهٔ ۱۳گیسو برید و شد فزون مهرش منِ گمراه را
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.