پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۹

زهی راست از تو همه کار ما

به هر حال لطفت نگهدار ما

به سودای زلف تو تا سوختیم

در آن حلقه گرم است بازار ما

گنه می کنیم و امید از تو این

که از ما نپرسی ز کردار ما

از آن دم که زلف تو از دست رفت

شد از دست سر رشتهٔ کار ما

چو گفتم خیالی چه مرغی است، گفت

یکی عندلیبی ز گلزار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش را
  2. شمارهٔ ۱۲گهی که عشق به خود راه می‌نمود مرا
  3. شمارهٔ ۱۳گیسو برید و شد فزون مهرش منِ گمراه را
  4. شمارهٔ ۱۴ناصح چه کار دارد در عشقِ یار با ما
  5. شمارهٔ ۱۵هر خبر کز سرکشی گوید صبا
  6. شمارهٔ ۱۶عشق می‌گفت از کَرَم‌های حبیب
  7. شمارهٔ ۱۷ - استقبال از کمال خجندیما به چشمت عشق می‌بازیم و او در عین خواب
  8. شمارهٔ ۱۸آنچه بی‌روی توام گریه به روی آورده‌ست
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.