پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۸

خطت چون از سواد شب رقم زد صفحهٔ مه را

بر او دیدم به مشکِ تر نوشته بارک الله را

چو ببریدی سر زلفینِ را امّید می‌دارم

که نزدیک است هنگام سحر شب‌های کوته را

مپرس از اهل صورت ماجرای عاشقی ای دل

کز این معنی وقوفی نیست جز دل‌های آگه را

اگرچه خویش را نرگس زاهل دید می‌دارد

چو نیکو بنگری او هم به کوری می‌رود ره را

خیالی دوش از آن معنی ز تسبیح تو دم می‌زد

که تعلیم سخن می‌کرد مرغانِ سحرگه را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰طیلسانت چو کژ افتاد ببستی او را
  2. شمارهٔ ۱۱گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش را
  3. شمارهٔ ۱۲گهی که عشق به خود راه می‌نمود مرا
  4. شمارهٔ ۱۳گیسو برید و شد فزون مهرش منِ گمراه را
  5. شمارهٔ ۱۴ناصح چه کار دارد در عشقِ یار با ما
  6. شمارهٔ ۱۵هر خبر کز سرکشی گوید صبا
  7. شمارهٔ ۱۶عشق می‌گفت از کَرَم‌های حبیب
  8. شمارهٔ ۱۷ - استقبال از کمال خجندیما به چشمت عشق می‌بازیم و او در عین خواب
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.