پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۷

چون نی اگر چه عمری خوش می نواخت ما را

دیگر نمی شناسد آن ناشناخت ما را

صرّاف عشق در ما قلبی اگر نمی دید

در بوتهٔ جدایی کی می گداخت ما را

ای دل مساز ما را بی او به صبر راضی

زیرا که این مفرّح هرگز نساخت ما را

دل در طریق وحدت از نیستی نزد دم

در راه عشقبازان تا در نباخت ما را

با سوز او خیالی چون عود ساز و خوش باش

کآخر چو چنگ روزی خواهد نواخت ما را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹زهی راست از تو همه کار ما
  2. شمارهٔ ۱۰طیلسانت چو کژ افتاد ببستی او را
  3. شمارهٔ ۱۱گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش را
  4. شمارهٔ ۱۲گهی که عشق به خود راه می‌نمود مرا
  5. شمارهٔ ۱۳گیسو برید و شد فزون مهرش منِ گمراه را
  6. شمارهٔ ۱۴ناصح چه کار دارد در عشقِ یار با ما
  7. شمارهٔ ۱۵هر خبر کز سرکشی گوید صبا
  8. شمارهٔ ۱۶عشق می‌گفت از کَرَم‌های حبیب
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.