پرش به محتوای اصلی
خیالی بخارایی خیالی بخارایی

غزلیات

شمارهٔ ۳

با من ای مردمک دیده نظر نیست تو را

عشق تو بی خبرم کرد و خبر نیست تو را

ما به غم جان بسپردیم و تو آگاه نیی

غم یاران وفادار مگر نیست تو را

مایهٔ حسن تو آواز خوش و رویِ نکوست

پس اگر چیز دگر هست وگر نیست تو را

چند در کارِ جفا تیز کنی مژگان را

آخر ای جان به کسی کار دگر نیست تو را

کیمیایی ست حدیث تو خیالی لیکن

ره نداری پی آن کار، چو زر نیست تو را

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵تا به کی باشد چو نی با ناله دمسازی مرا
  2. شمارهٔ ۶تا دو چشم سیهت غارتِ جان کرد مرا
  3. شمارهٔ ۷چون نی اگر چه عمری خوش می نواخت ما را
  4. شمارهٔ ۸خطت چون از سواد شب رقم زد صفحهٔ مه را
  5. شمارهٔ ۹زهی راست از تو همه کار ما
  6. شمارهٔ ۱۰طیلسانت چو کژ افتاد ببستی او را
  7. شمارهٔ ۱۱گر ز می رنگ نبودی گل سیرابش را
  8. شمارهٔ ۱۲گهی که عشق به خود راه می‌نمود مرا
همه‌ی غزلیات ←

خیالی بخارایی درباره‌ی خیالی بخارایی

احمد بن موسی خیالی معروف به خیالی بخاری از شاعران قرن نهم است که در ماوراءالنهر می‌زیسته است. خیالی بخاری از معاصران و شاگردان خواجه عصمت بخاری است. او در عهد الغ‌بیک می‌زیست و در حدود سال ۸۵۰ بدرود حیات گفت. شیخ بهایی غزل او به مطلع «ای تیر غمت را دل عشاق نشانه ...» را تخمیس کرده که بسیار معروف است. آثار وی از روی ن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.