پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی

خواجوی کرمانی

غزلیات

۳۷۰ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص
  2. شمارهٔ ۲۴۲ طفل بود در نظر پیر عشق
  3. شمارهٔ ۲۴۳ ای برده عارضت بلطافت ز مه سبق
  4. شمارهٔ ۲۴۴ چو حرفی بخوانی ز طومار عشق
  5. شمارهٔ ۲۴۵ باز بر افراختیم رایت سلطان عشق
  6. شمارهٔ ۲۴۶ سِری بالعِیس أصحابی وَلی فی العیس مَعشوق
  7. شمارهٔ ۲۴۷ دیدم از دور بُتی کاکلکش مشکینک
  8. شمارهٔ ۲۴۸ نکهت روضه ی خلدست که می بیزد مشک
  9. شمارهٔ ۲۴۹ وه چه شیرینست لعل اندرو پنهان نمک
  10. شمارهٔ ۲۵۰ ای روان از شکّر تنگ تو شکّر تنگ تنگ
  11. شمارهٔ ۲۵۱ زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
  12. شمارهٔ ۲۵۲ ای دل من بسته در آن زنجیر سمن سا دل
  13. شمارهٔ ۲۵۳ رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل
  14. شمارهٔ ۲۵۴ چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال
  15. شمارهٔ ۲۵۵ ای ماه تو مهر انور دل
  16. شمارهٔ ۲۵۶ زهی ز باده ی لعلت در آتش آب زلال
  17. شمارهٔ ۲۵۷ ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل
  18. شمارهٔ ۲۵۸ گشت معلوم کنون قیمت ایام وصال
  19. شمارهٔ ۲۵۹ دلم ربودی و رفتی ولی نمی روی از دل
  20. شمارهٔ ۲۶۰ ای سواد خط تو شرح مصابیح جمال
  21. شمارهٔ ۲۶۱ گر می کشندم ور می کشندم
  22. شمارهٔ ۲۶۲ بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم
  23. شمارهٔ ۲۶۳ روزی بسر کوی خرابات رسیدم
  24. شمارهٔ ۲۶۴ ما بنظّاره ی رویت بجهان آمده ایم
  25. شمارهٔ ۲۶۵ گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
  26. شمارهٔ ۲۶۶ ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته ایم
  27. شمارهٔ ۲۶۷ خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام
  28. شمارهٔ ۲۶۸ ای روی تو چشمه ی خور چشم
  29. شمارهٔ ۲۶۹ ما مست می لعل روان پرور یاریم
  30. شمارهٔ ۲۷۰ چو چشم مست تو می پرستم
  31. شمارهٔ ۲۷۱ ما سر بنهادیم و بسامان نرسیدیم
  32. شمارهٔ ۲۷۲ شمع بنشت زباد سحری خیز ندیم
  33. شمارهٔ ۲۷۳ نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
  34. شمارهٔ ۲۷۴ رخشنده تر از مهر رخش ماه ندیدم
  35. شمارهٔ ۲۷۵ از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
  36. شمارهٔ ۲۷۶ می درم جامه و از مدعیان می پوشم
  37. شمارهٔ ۲۷۷ بدانک بوی تو آورد صبحدم بادم
  38. شمارهٔ ۲۷۸ وقتست کز ورای سراپرده ی عدم
  39. شمارهٔ ۲۷۹ ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
  40. شمارهٔ ۲۸۰ نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدم
  41. شمارهٔ ۲۸۱ من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم
  42. شمارهٔ ۲۸۲ رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو مستم
  43. شمارهٔ ۲۸۳ با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم
  44. شمارهٔ ۲۸۴ خیزید ای میخوارگان تا خیمه بر گردون زنیم
  45. شمارهٔ ۲۸۵ خرّم آن روز که از خطّهٔ کرمان بروم
  46. شمارهٔ ۲۸۶ ای نسیم سحری بوی بهارم برسان
  47. شمارهٔ ۲۸۷ ای رخت شمع بُت پرستان شمع برون بر از شبستان
  48. شمارهٔ ۲۸۸ ای مِی لعل تو کام رندان
  49. شمارهٔ ۲۸۹ جان بده یا دگر اندیشه ی جانانه مکن
  50. شمارهٔ ۲۹۰ چه خوش باشد میان لاله زاران
  51. شمارهٔ ۲۹۱ دلا از جان زبان درکش که جانان
  52. شمارهٔ ۲۹۲ چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران
  53. شمارهٔ ۲۹۳ زهی روی تو صبح شب نشینان
  54. شمارهٔ ۲۹۴ ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون
  55. شمارهٔ ۲۹۵ بر اشکم کهربا آبیست روشن
  56. شمارهٔ ۲۹۶ آن لب شیرین همچون جان شیرین
  57. شمارهٔ ۲۹۷ نرگس مستت فتنه ی مستان
  58. شمارهٔ ۲۹۸ ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان
  59. شمارهٔ ۲۹۹ ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان
  60. شمارهٔ ۳۰۰ ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان

متن اشعار به نقل از گنجور.