پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی

غالب دهلوی

غزلیات

۳۳۴ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ امشب آتشین‌رویی گرم ژندخوانی‌هاست
  2. شمارهٔ ۶۲ سموم وادی امکان ز بس جگر تابست
  3. شمارهٔ ۶۳ هم وعده و هم منع ز بخشش چه حسابست
  4. شمارهٔ ۶۴ نشاط معنویان از شرابخانه تست
  5. شمارهٔ ۶۵ حق جلوه گر ز طرز بیان محمدست
  6. شمارهٔ ۶۶ چو صبح من ز سیاهی به شام مانندست
  7. شمارهٔ ۶۷ به خود رسیدنش از ناز بس که دشوارست
  8. شمارهٔ ۶۸ چشمم از ابر اشکبارترست
  9. شمارهٔ ۶۹ کشته را رشک کشته دگرست
  10. شمارهٔ ۷۰ سینه بگشودیم و خلقی دید کاینجا آتش است
  11. شمارهٔ ۷۱ ما لاغریم گر کمر یار نازکست
  12. شمارهٔ ۷۲ لب شیرین تو جان نمکست
  13. شمارهٔ ۷۳ لذت عشقم ز فیض بینوایی حاصلست
  14. شمارهٔ ۷۴ در بذل لآلی و رقم دست کریم ست
  15. شمارهٔ ۷۵ گرد ره خویش از نفسم باز ندانست
  16. شمارهٔ ۷۶ تا به سویم نظر لطف «جمس تامسن » است
  17. شمارهٔ ۷۷ ای که گفتی غم درون سینه جانفرساست، هست
  18. شمارهٔ ۷۸ به وادیی که در آن خضر را عصا خفته ست
  19. شمارهٔ ۷۹ ز من گسستی و پیوند مشکل افتاده ست
  20. شمارهٔ ۸۰ ایمنیم از مرگ تا تیغت جراحت بار هست
  21. شمارهٔ ۸۱ در بند تو چشم از دو جهان دوخته ای هست
  22. شمارهٔ ۸۲ غبار طرف مزارم به پیچ و تابی هست
  23. شمارهٔ ۸۳ هند را رند سخن پیشه گمنامی هست
  24. شمارهٔ ۸۴ اختری خوشتر ازینم به جهان می بایست
  25. شمارهٔ ۸۵ هر ذره محو جلوه حسن یگانه‌ای‌ست
  26. شمارهٔ ۸۶ ظهور بخشش حق را ذریعه بی سببی ست
  27. شمارهٔ ۸۷ با من که عاشقم سخن از ننگ و نام چیست؟
  28. شمارهٔ ۸۸ گفتم به روزگار سخنور چو من بسی ست
  29. شمارهٔ ۸۹ لعل تو خسته اثر التماس کیست؟
  30. شمارهٔ ۹۰ ببین که در گل و مل جلوه گر برای تو کیست؟
  31. شمارهٔ ۹۱ در گرد ناله وادی دل رزمگاه کیست؟
  32. شمارهٔ ۹۲ در تابم از خیال که دل جلوه گاه کیست؟
  33. شمارهٔ ۹۳ نه هرزه همچو نی از مغزم استخوان خالی ست
  34. شمارهٔ ۹۴ گلشن به فضای چمن سینه ما نیست
  35. شمارهٔ ۹۵ بلبل دلت به ناله خونین به بند نیست
  36. شمارهٔ ۹۶ منع ما از باده عرض احتسابی بیش نیست
  37. شمارهٔ ۹۷ دل بردن ازین شیوه عیانست و عیان نیست
  38. شمارهٔ ۹۸ چه فتنه ها که در اندازه گمان تو نیست
  39. شمارهٔ ۹۹ یاد از عدو نیارم وین هم ز دوربینی ست
  40. شمارهٔ ۱۰۰ خواست کز ما رنجد و تقریب رنجیدن نداشت
  41. شمارهٔ ۱۰۱ گل را به جرم عربده رنگ و بو گرفت
  42. شمارهٔ ۱۰۲ ساخت ز راستی به غیر ترک فسونگری گرفت
  43. شمارهٔ ۱۰۳ بس که از تاب نگاه تو ز آسودن رفت
  44. شمارهٔ ۱۰۴ یار در عهد شبابم به کنار آمد و رفت
  45. شمارهٔ ۱۰۵ دل برد و حق آنست که دلبر نتوان گفت
  46. شمارهٔ ۱۰۶ محو خودست لیک نه چون من درین چه بحث؟
  47. شمارهٔ ۱۰۷ نقشم گرفته دوست نمودن چه احتیاج؟
  48. شمارهٔ ۱۰۸ جلوه می خواهیم آتش شو هوای ما مسنج
  49. شمارهٔ ۱۰۹ ای که نبوی هر چه نبود در تماشایش مپیچ
  50. شمارهٔ ۱۱۰ در پرده شکایت ز تو داریم و بیان هیچ
  51. شمارهٔ ۱۱۱ باده پرتو خورشید و ایاغ دم صبح
  52. شمارهٔ ۱۱۲ آهی به عشق فاتح خیبر کنیم طرح
  53. شمارهٔ ۱۱۳ ای جمال تو به تاراج نظرها گستاخ
  54. شمارهٔ ۱۱۴ تا بشوید نهاد ما ز وسخ
  55. شمارهٔ ۱۱۵ لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد
  56. شمارهٔ ۱۱۶ تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد
  57. شمارهٔ ۱۱۷ به بند پرسش حالم نمی توان افتاد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ بی دل نشد ار دل به بت غالیه مو داد
  59. شمارهٔ ۱۱۹ هر دم ز نشاطم دل آزاد بجنبد
  60. شمارهٔ ۱۲۰ غم من از نفس پندگو چه کم گردد

متن اشعار به نقل از گنجور.