پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۴

اختری خوشتر ازینم به جهان می بایست

خرد پیر مرا بخت جوان می بایست

به زمینی که به آهنگ غزل بنشینم

خاک گلبوی و هوا مشک فشان می بایست

بر نتابم به سبو باده ز دور آوردن

خانه من به سر کوی مغان می بایست

به گرایش خوشم اما به نمایش خوارم

پرسشی چند ز یارم به زبان می بایست

تاب مهرم نکند خسته دلی در ره شوق

روی گرمی ز رفیقان به میان می بایست

نرسد نامه در اندیشه سببهاست بسی

پرس و جویی ز عزیزان به گمان می بایست

هرزه دل بر در و دیوار نهادن نتوان

سویم از روزنه چشمی نگران می بایست

ساز هستی کنم و دل به فسوسم گیرد

هم در اندیشه خدنگم به نشان می بایست

یا تمنای من از خلد برین نگذشتی

یا خود امید گهی در خور آن می بایست

تا تنک مایه به دریوزه خودآرا نشود

نرخ پیرایه گفتار گران می بایست

قدر انفاس گرم در نظرستی غالب

در غم دهر دریغم به فغان می بایست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۶ظهور بخشش حق را ذریعه بی سببی ست
  2. شمارهٔ ۸۷با من که عاشقم سخن از ننگ و نام چیست؟
  3. شمارهٔ ۸۸گفتم به روزگار سخنور چو من بسی ست
  4. شمارهٔ ۸۹لعل تو خسته اثر التماس کیست؟
  5. شمارهٔ ۹۰ببین که در گل و مل جلوه گر برای تو کیست؟
  6. شمارهٔ ۹۱در گرد ناله وادی دل رزمگاه کیست؟
  7. شمارهٔ ۹۲در تابم از خیال که دل جلوه گاه کیست؟
  8. شمارهٔ ۹۳نه هرزه همچو نی از مغزم استخوان خالی ست
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.