پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

هند را رند سخن پیشه گمنامی هست

اندرین دیر کهن میکده آشامی هست

خسروی باده درین دور اگر می خواهی

پیش ما آی که ته جرعه ای از جامی هست

نامه از سوز درونم به رقم سوخته شد

قاصد ار دم زند از حوصله پیغامی هست

جغد و آزادی جاوید هما را نازم

کش به هر سو کششی از شکن دامی هست

گفته اند از تو که بر ساده دلان بخشایی

پخته کاری ست که ما را طمع خامی هست

گه رخ آرایی و گه زلف سیه تاب دهی

یاد ناری که مرا تیره سرانجامی هست

بی تو گر زیسته ام سختی این درد بسنج

بگذر از مرگ که وابسته به هنگامی هست

کیست در کعبه که رطلی ز نبیذم بخشد؟

ور گروگان طلبد جامه احرامی هست

می صافی ز فرنگ آید و شاهد ز تتار

ما ندانیم که بغدادی و بسطامی هست

بر دل نازک دلدار گرانی مکناد

خواهش ما که جگرگوشه ابرامی هست

شعر غالب نبود وحی و نگوییم ولی

تو و یزدان، نتوان گفت که الهامی هست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵هر ذره محو جلوه حسن یگانه‌ای‌ست
  2. شمارهٔ ۸۶ظهور بخشش حق را ذریعه بی سببی ست
  3. شمارهٔ ۸۷با من که عاشقم سخن از ننگ و نام چیست؟
  4. شمارهٔ ۸۸گفتم به روزگار سخنور چو من بسی ست
  5. شمارهٔ ۸۹لعل تو خسته اثر التماس کیست؟
  6. شمارهٔ ۹۰ببین که در گل و مل جلوه گر برای تو کیست؟
  7. شمارهٔ ۹۱در گرد ناله وادی دل رزمگاه کیست؟
  8. شمارهٔ ۹۲در تابم از خیال که دل جلوه گاه کیست؟
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.