پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۲

غبار طرف مزارم به پیچ و تابی هست

هنوز در رگ اندیشه اضطرابی هست

به بانگ صور سر از خاک برنمی دارم

هنوز در نظرم چشم نیم خوابی هست

ز سردی نفس نامه بر توان دانست

که نارسیده پیام مرا جوابی هست

به هرزه جان به غلط دادم و ندانستم

که یار دیرپسندی و زودیابی هست

نظر فروز اداها به دشمن ارزانی

به من سپار اگر داغ سینه تابی هست

ز شوری نمک پرسش نهانی تست

اگر مرا جگر تشنه عتابی هست

خود اولین قدح می بنوش و ساقی شو

که آخر از طرف تست گر حجابی هست

مگر دهم جگر تشنه را دلی به دروغ

نشان دهید به راهش اگر سرابی هست

ز سردمهری ایام نیستیم نژند

که در خرابه ما روی آفتابی هست

بهار هند بود برشگال هان غالب

در این خزانکده هم موسم شرابی هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۴اختری خوشتر ازینم به جهان می بایست
  2. شمارهٔ ۸۵هر ذره محو جلوه حسن یگانه‌ای‌ست
  3. شمارهٔ ۸۶ظهور بخشش حق را ذریعه بی سببی ست
  4. شمارهٔ ۸۷با من که عاشقم سخن از ننگ و نام چیست؟
  5. شمارهٔ ۸۸گفتم به روزگار سخنور چو من بسی ست
  6. شمارهٔ ۸۹لعل تو خسته اثر التماس کیست؟
  7. شمارهٔ ۹۰ببین که در گل و مل جلوه گر برای تو کیست؟
  8. شمارهٔ ۹۱در گرد ناله وادی دل رزمگاه کیست؟
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.