پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

ای که نبوی هر چه نبود در تماشایش مپیچ

نیست غیر از سیمیا عالم، به سودایش مپیچ

موجه از دریا، شعاع از مهر حیرانی چراست؟

محو اصل مدعا باش و بر اجزایش مپیچ

آسمان وهم ست از برجیس و کیوانش مگوی

نقش ما هیچ ست بر پنهان و پیدایش مپیچ

آخر از مینا به جاه و پایه افزون نیستی

بنده ساقی شو و گردن ز ایمایش مپیچ

صورتی باید که باشد نغز و زیبا روزگار

گو به اکسونش مپوش و گو به دیبایش مپیچ

نامه عنوانش بنام تست زان رو تازه است

داغ غم دارد سوادش بر سراپایش مپیچ

دل از آن تست و نعمتهای الوانش تراست

سخت در هم چون سماط خوان یغمایش مپیچ

ای هوس کارت ز گستاخی به بی رحمی کشید

نازکیهای میانش بین به بالایش مپیچ

بیش ازین کی بود این هم التفاتی بوده است

اینقدر بر خود ز رنجشهای بیجایش مپیچ

نعش غالب همچنین بر جا گذار آخر شبست

خیز و در کحلی پرند گوهرآمایش مپیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱باده پرتو خورشید و ایاغ دم صبح
  2. شمارهٔ ۱۱۲آهی به عشق فاتح خیبر کنیم طرح
  3. شمارهٔ ۱۱۳ای جمال تو به تاراج نظرها گستاخ
  4. شمارهٔ ۱۱۴تا بشوید نهاد ما ز وسخ
  5. شمارهٔ ۱۱۵لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد
  6. شمارهٔ ۱۱۶تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد
  7. شمارهٔ ۱۱۷به بند پرسش حالم نمی توان افتاد
  8. شمارهٔ ۱۱۸بی دل نشد ار دل به بت غالیه مو داد
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.