پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

ای جمال تو به تاراج نظرها گستاخ

وی خرام تو به پامالی سرها گستاخ

داغ شوق تو به آرایش دلها سرگرم

زخم تیغ تو به گلگشت جگرها گستاخ

مردم از درد تو دور از تو و داغم از غیر

که رساند به تو این گونه خبرها گستاخ

با خبر باش که دردی که ز بی دردی تست

ناله را کرده در اظهار اثرها گستاخ

خواهش وصل خود از غیر ز اخلاص مسنج

کاین گدایی ست به دریوزه درها گستاخ

شاد گردم که به خلوت نرسیده ست رقیب

بینمش چون به تو در راهگذرها گستاخ

گریه ارزانی آن دل که به نیرو باشد

به شناورزی سیلاب خطرها گستاخ

های این پنجه که با جیب کشاکش دارد

بود با دامن پاکت چه قدرها گستاخ

تا ز دلهای نزارش چه محابا باشد

سر زلفی که بپیچد به کمرها گستاخ

طوطیان در شکرآبند به غالب کاو راست

لبی از نطق به تاراج شکرها گستاخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد
  2. شمارهٔ ۱۱۶تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد
  3. شمارهٔ ۱۱۷به بند پرسش حالم نمی توان افتاد
  4. شمارهٔ ۱۱۸بی دل نشد ار دل به بت غالیه مو داد
  5. شمارهٔ ۱۱۹هر دم ز نشاطم دل آزاد بجنبد
  6. شمارهٔ ۱۲۰غم من از نفس پندگو چه کم گردد
  7. شمارهٔ ۱۲۱دماغ اهل فنا نشئه بلا دارد
  8. شمارهٔ ۱۲۲آزادگی ست سازی اما صدا ندارد
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.