پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

آهی به عشق فاتح خیبر کنیم طرح

در گنبد سپهر مگر در کنیم طرح

در فصل دی که گشته جهان زمهریر ازو

بنشین که آب گردش ساغر کنیم طرح

تا چند نشوی تو و ما حسب حال خویش

افسانه های غیر مکرر کنیم طرح

ما را زبون مگیر گر از پا درآمدیم

از ما عجب مدار گر از سر کنیم طرح

هویی به چرخ دادن گردون برآوریم

عیشی به داغ کردن اختر کنیم طرح

خود را به شاهدی بپرستیم زین سپس

در راه عشق جاده دیگر کنیم طرح

از داغ شوق پرده نشینی نشان دهیم

در زخم رشک روزنه در کنیم طرح

از تار و پود ناله نقابی دهیم ساز

وز دود سینه زلف معنبر کنیم طرح

برگ حلل ز شعله و آذر به هم نهیم

پیرایه از شراره و اخگر کنیم طرح

از زخم و داغ لاله و گل در نظر کشیم

از کوه و دشت حجله و منظر کنیم طرح

از سوز و ساز محرم و مطرب کنیم جمع

از خار و خاره بالش و بستر کنیم طرح

آیین برهمن به نهایت رسانده ایم

غالب بیا که شیوه آزر کنیم طرح

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴تا بشوید نهاد ما ز وسخ
  2. شمارهٔ ۱۱۵لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد
  3. شمارهٔ ۱۱۶تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد
  4. شمارهٔ ۱۱۷به بند پرسش حالم نمی توان افتاد
  5. شمارهٔ ۱۱۸بی دل نشد ار دل به بت غالیه مو داد
  6. شمارهٔ ۱۱۹هر دم ز نشاطم دل آزاد بجنبد
  7. شمارهٔ ۱۲۰غم من از نفس پندگو چه کم گردد
  8. شمارهٔ ۱۲۱دماغ اهل فنا نشئه بلا دارد
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.