پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۹

هر دم ز نشاطم دل آزاد بجنبد

تا کیست درین پرده که بی باد بجنبد؟

بر هم زدن کار من آسان تر از آنست

کز باد سحر طره شمشاد بجنبد

خواهم ز تو آزردگی غیر و چو بینم

عرق حسد خاطر ناشاد بجنبد

مردم به دم و داغم از آن صید که در دام

لختی پی مشغولی صیاد بجنبد

هان شیخ پریخوان می گلگون به قدح ریز

تا در نظرت بال پریزاد بجنبد

برقی به فشار آرم و ابری به تراوش

زان دشنه که اندر کف جلاد بجنبد

از رشک به خون غلتم و از ذوق برقصم

زان تیشه که در پنجه فرهاد بجنبد

ای آن که در اصلاح تو هرگز ندهد سود

چون طبع کجت را رگ بیداد بجنبد

هر پویه که گرد دل آگاه بگردد

هر چاره که در خاطر استاد بجنبد

وصل تو به نیروی دعانیست ازین بعد

خون باد زبانی که به اوراد بجنبد

غالب قلمت پرده گشای دم عیسی ست

چون بر روش طرز خداداد بجنبد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۱دماغ اهل فنا نشئه بلا دارد
  2. شمارهٔ ۱۲۲آزادگی ست سازی اما صدا ندارد
  3. شمارهٔ ۱۲۳به ذوقی سر ز مستی در قفای ره روان دارد
  4. شمارهٔ ۱۲۴تنگست دلم حوصله راز ندارد
  5. شمارهٔ ۱۲۵نومیدی ما گردش ایام ندارد
  6. شمارهٔ ۱۲۶خوش ست آن که با خویش جز غم ندارد
  7. شمارهٔ ۱۲۷نقابدار که آیین رهزنی دارد
  8. شمارهٔ ۱۲۸کو فنا تا همه آلایش پندار برد
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.