پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۰

در پرده شکایت ز تو داریم و بیان هیچ

زخم دل ما جمله دهانست و زبان هیچ

ای حسن گر از راست نرنجی سخنی هست

ناز این همه یعنی چه؟ کمر هیچ و دهان هیچ

در راه تو هر موج غباری ست روانی

دلتنگ نگردم ز برافشاندن جان هیچ

بر گریه بیفزود زدل هر چه فرو ریخت

در عشق بود تفرقه سود و زیان هیچ

تن پروری خلق فزون شد ز ریاضت

جز گرمی افطار ندارد رمضان هیچ

دنیاطلبان عربده مفت ست بجوشید

آزادی ما هیچ و گرفتاریتان هیچ

پیمانه رنگی ست درین بزم به گردش

هستی همه طوفان بهارست خزان هیچ

عالم همه مرآت وجودست عدم چیست؟

تا کار کند چشم محیط ست و کران هیچ

در پرده رسوایی منصور نوایی ست

رازت نشنودیم ازین خلوتیان هیچ

غالب ز گرفتاری اوهام برون آی

بالله جهان هیچ و بد و نیک جهان هیچ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۲آهی به عشق فاتح خیبر کنیم طرح
  2. شمارهٔ ۱۱۳ای جمال تو به تاراج نظرها گستاخ
  3. شمارهٔ ۱۱۴تا بشوید نهاد ما ز وسخ
  4. شمارهٔ ۱۱۵لبم از زمزمه یاد تو خاموش مباد
  5. شمارهٔ ۱۱۶تیغت ز فرق تا به گلویم رسیده باد
  6. شمارهٔ ۱۱۷به بند پرسش حالم نمی توان افتاد
  7. شمارهٔ ۱۱۸بی دل نشد ار دل به بت غالیه مو داد
  8. شمارهٔ ۱۱۹هر دم ز نشاطم دل آزاد بجنبد
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.