پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۸۰

ایمنیم از مرگ تا تیغت جراحت بار هست

روزی ناخورده ما در جهان بسیار هست

ما و خاک رهگذر بر فرق عریان ریختن

گل کسی جوید که او را گوشه دستار هست

پاره ای امیدوارستم، تکلف بر طرف

با همه بی التفاتی دردمند آزار هست

بر سر کوی تو با مهرم به جنگ آرد همی

این هجوم ذره کاندر روزن دیوار هست

در خموشی تابش روی عرقناکش نگر

تا چه ها هنگامه سرگرمی گفتار هست

بینوایی بین که گر در کلبه ام باشد چراغ

بخت را نازم که با من دولت بیدار هست

در پرستش سستم و در کامجویی استوار

پادشه را بنده کم خدمت پرخوار هست

راز دیدن‌ها مجوی و از شنیدن‌ها مگوی

نقش ها در خامه و آهنگ ها در تار هست

گر نموداری ست نقش سجده بر سیما دریغ

ور نشانمندی ست دوش خسته زنار هست

دور باش از ریزه های استخوانم ای هما

کاین بساط دعوت مرغان آتشخوار هست

کهنه نخل تازه از صرصر ز پا افتاده ام

خاکم ار کاوی هنوزم ریشه در گلزار هست

باد برد آن گنج باد آورد و غالب را هنوز

ناله الماس پاش و چشم گوهربار هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۲غبار طرف مزارم به پیچ و تابی هست
  2. شمارهٔ ۸۳هند را رند سخن پیشه گمنامی هست
  3. شمارهٔ ۸۴اختری خوشتر ازینم به جهان می بایست
  4. شمارهٔ ۸۵هر ذره محو جلوه حسن یگانه‌ای‌ست
  5. شمارهٔ ۸۶ظهور بخشش حق را ذریعه بی سببی ست
  6. شمارهٔ ۸۷با من که عاشقم سخن از ننگ و نام چیست؟
  7. شمارهٔ ۸۸گفتم به روزگار سخنور چو من بسی ست
  8. شمارهٔ ۸۹لعل تو خسته اثر التماس کیست؟
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.