پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۴

در بذل لآلی و رقم دست کریم ست

نی نی نی کلکم رگ مژگان یتیم ست

رشح کف جم می چکد از مغز سفالم

سیرابی نطقم اثر فیض حکیم ست

از آتش لهراسپ نشان می دهد امروز

سوزی که ز خاکم ز تو در عظم رمیم ست

از حرف من اندیشه گلستان خلیل ست

از روی تو آیینه کف دست کلیم ست

چشم و نگهت گردش جامی ز نبیذست

کلک و ورقم تاب سهیلی بر ادیم ست

در جستن مانند تو نظاره زبونست

در زادن همتای من اندیشه عقیم ست

ذوق طلبت جنبش اجزای بهارست

شور نفسم رعشه اعضای نسیم ست

در نطق مسیحا دمم از خصم چه باکست

در ناز ز خود می رمی از غیر چه بیم ست

بی پرده ستم کن رخت از باده دو رنگست

بی صرفه بنالم دلم از غصه دو نیم ست

بختم ندهد کام دل غمزده غالب

گویی لب یارست که در بوسه لئیم ست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۶تا به سویم نظر لطف «جمس تامسن » است
  2. شمارهٔ ۷۷ای که گفتی غم درون سینه جانفرساست، هست
  3. شمارهٔ ۷۸به وادیی که در آن خضر را عصا خفته ست
  4. شمارهٔ ۷۹ز من گسستی و پیوند مشکل افتاده ست
  5. شمارهٔ ۸۰ایمنیم از مرگ تا تیغت جراحت بار هست
  6. شمارهٔ ۸۱در بند تو چشم از دو جهان دوخته ای هست
  7. شمارهٔ ۸۲غبار طرف مزارم به پیچ و تابی هست
  8. شمارهٔ ۸۳هند را رند سخن پیشه گمنامی هست
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.