پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۵

حق جلوه گر ز طرز بیان محمدست

آری کلام حق به زبان محمدست

آیینه دار پرتو مهرست ماهتاب

شأن حق آشکار ز شأن محمدست

تیر قضا هر آینه در ترکش حق ست

اما گشاد آن ز کمان محمدست

دانی اگر به معنی لولاک وارسی

خود هر چه از حق ست از آن محمدست

هر کس قسم بدانچه عزیزست می خورد

سوگند کردگار به جان محمدست

واعظ حدیث سایه طوبی فروگذار

کاینجا سخن ز سرو روان محمدست

بنگر دو نیمه گشتن ماه تمام را

کان نیمه جنبشی ز بنان محمدست

ور خود ز نقش مهر نبوت سخن رود

آن نیز نامور ز نشان محمدست

غالب ثنای خواجه به یزدان گذاشتم

کان ذات پاک مرتبه دان محمدست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۷به خود رسیدنش از ناز بس که دشوارست
  2. شمارهٔ ۶۸چشمم از ابر اشکبارترست
  3. شمارهٔ ۶۹کشته را رشک کشته دگرست
  4. شمارهٔ ۷۰سینه بگشودیم و خلقی دید کاینجا آتش است
  5. شمارهٔ ۷۱ما لاغریم گر کمر یار نازکست
  6. شمارهٔ ۷۲لب شیرین تو جان نمکست
  7. شمارهٔ ۷۳لذت عشقم ز فیض بینوایی حاصلست
  8. شمارهٔ ۷۴در بذل لآلی و رقم دست کریم ست
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.