پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

ما لاغریم گر کمر یار نازکست

فرقی ست در میانه که بسیار نازکست

دارم دلی ز آبله نازک نهادتر

آهسته پا نهم که سر خار نازکست

از جنبش نسیم فرو ریزدی ز هم

ما را چو برگ گل در و دیوار نازکست

باناله ام ز سنگ دلیهای خود مناز

غافل قماش طاقت کهسار نازکست

زحمت کشید و آن مژه برگشت همچنان

ما سخت جان و لذت آزار نازکست

رسواییی مباد خودآرایی ترا

گل پر مزن که گوشه دستار نازکست

ترسم تپش ز بند برون افگند مرا

تاب کمند کاکل خمدار نازکست

از جلوه ناگداختن و رو نساختن

آیینه را ببین که چه مقدار نازکست

می رنجد از تحمل ما بر جفای خویش

هان شکوه ای که خاطر دلدار نازکست

از ناتوانی جگر و معده باک نیست

غالب دل و دماغ تو بسیار نازکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳لذت عشقم ز فیض بینوایی حاصلست
  2. شمارهٔ ۷۴در بذل لآلی و رقم دست کریم ست
  3. شمارهٔ ۷۵گرد ره خویش از نفسم باز ندانست
  4. شمارهٔ ۷۶تا به سویم نظر لطف «جمس تامسن » است
  5. شمارهٔ ۷۷ای که گفتی غم درون سینه جانفرساست، هست
  6. شمارهٔ ۷۸به وادیی که در آن خضر را عصا خفته ست
  7. شمارهٔ ۷۹ز من گسستی و پیوند مشکل افتاده ست
  8. شمارهٔ ۸۰ایمنیم از مرگ تا تیغت جراحت بار هست
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.