پرش به محتوای اصلی
غالب دهلوی غالب دهلوی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶

چو صبح من ز سیاهی به شام مانندست

چه گوییم که ز شب چند رفت یا چندست؟

به رنج از پی راحت نگاه داشته اند

ز حکمت ست که پای شکسته در بندست؟

درازدستی من چاکی ار فگند چه عیب

ز پیش دلق ورع با هزار پیوندست

نگفته ای که به تلخی بساز و پند پذیر

برو که باده ما تلخ تر از این پندست

وجود او همه حسنست و هستیم همه عشق

به بخت دشمن و اقبال دوست سوگندست

نگاه مهر به دل سر نداده چشمه نوش

هنوز عیش به اندازه شکرخندست

ز بیم آن که مبادا بمیرم از شادی

نگوید ار چه به مرگ من آرزمندست

شمار کج روی دوست در نظر دارم

درین نورد ندانم که آسمان چندست

اگر نه بهر من از بهر خود عزیز دار

که بنده خوبی او خوبی خداوندست

نه آن بود که وفا خواهد از جهان غالب

بدین که پرسد و گویند هست، خرسندست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸چشمم از ابر اشکبارترست
  2. شمارهٔ ۶۹کشته را رشک کشته دگرست
  3. شمارهٔ ۷۰سینه بگشودیم و خلقی دید کاینجا آتش است
  4. شمارهٔ ۷۱ما لاغریم گر کمر یار نازکست
  5. شمارهٔ ۷۲لب شیرین تو جان نمکست
  6. شمارهٔ ۷۳لذت عشقم ز فیض بینوایی حاصلست
  7. شمارهٔ ۷۴در بذل لآلی و رقم دست کریم ست
  8. شمارهٔ ۷۵گرد ره خویش از نفسم باز ندانست
همه‌ی غزلیات ←

غالب دهلوی درباره‌ی غالب دهلوی

میرزا اسدالله بیگ خان، مشهور به میرزا غالب یا غالِب دِهلَوی از شاعران و نویسندگان پارسی‌گوی و اردونویس سدهٔ سیزدهم هجری در شبه‌قاره هند بود. نیاکان غالب از مرزبان‌زادگان و کشاورزان سمرقند و ترک‌زبان بوده‌اند که بعداً به هندوستان آمدند. غالب در چامه سرودن پیرو سبک هندی و مکتب وقوع بود. او در نوشته‌های خود از واژه‌های...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.